تبليغاتX
asheghi

asheghi

رقص


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 1:57  توسط shiva va sajjad  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 12:8  توسط shiva va sajjad  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 11:42  توسط shiva va sajjad  | 

دوستت دارم...شیوا جونم

از بس که آسمان دلم ابريست
تمام خاطراتم نمناک شده است
نمي دانم چرا؟
دريا را هم که ديدم
به ياد تو افتادم
روي ماسه هاي ساحل نوشتم
اگر طاقت شنيدن داري
من شهامت گفتن دارم
دوباره به دريا نگاه کردم
باز برگشتم
اين بار روي ماسه ها نوشتم
دوست دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 1:9  توسط shiva va sajjad  | 

عشق یعنی شیوا جون...دوستت دارم شیوای من...

 

 

__*#######*
___*##########*
__*##############
__################
_##################_________*####*
__##################_____*##########
__##################___*#############
___#################*_###############
____#################################
______###########فقط شیوا##############
_______#############################
________###########################
__________### دوسدارتم تا اخر عمرم ....######
___________####شیوا جونم عاشقتم...#####
____________#### خيلي دوست دارم#####
_____________#################
_______________##شیوا جونم#
________________##########
_________________########
__________________######
__________________####
__________________###
__________________#
اي سر چشمه ي محبت
اي عشق واقعي
چگونه ستايشت کنم در حالي که قلبت از محبت بي نياز است
چگونه ببوسمت وقتي که عشقت در وجودم جاري ميشود
بگزار نامت را تکرار کنم نامت زيباست دلنشين است
چه داشته اي که اينگونه مرا تلسم کرده اي
من اينگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردي
تو هواي دلم را با طراوت کردي
زماني که با تو هستم به آسمان به بيکران برواز ميکنم
پس بدان دوستت دارم گرچه پايان راه را نميدانم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 1:8  توسط shiva va sajjad  | 

 با تو شادمانم...

برای تو می نویسم....

به دور از وزن و قافیه...

صادقانه تو را می خوانم ای بهترینم..

بی هیچ پرده پوشی سخن می گویم...

من هم انسانم و پر از حس های انسانی...

اما....مرا ببخش که همچون دیگران نمی توانم خود را معشوقه کسی خوانم...

یا در آغوشت گیرم و تو را ببوسم..

من محبت واقعی تو را می خواهم...

و خود نیز با تمام قوا سعی می کنم تمام محبتم را خالصانه در اختیارت گذارم...

من تو را همچون پروانگان دوست دارم و از عشقمان پروایی ندارم...

اما چگونه می توانم خود را از دست افکار پریشان دوری خلاص کنم..

آه٬ دلگیرم از خود و شادمانم از تو...

بی تو رها می شوم در مرداب انسان های پر از ریا...

مثل همیشه همچون گربه ای ترسو هستم...

مثل همیشه دوووووووووووووووووووووستت دارم...

گرچه در ظاهر دستان زیبایت را در دست نمی گیرم...

اما در باطن در آغوشت آرام میگیرم...
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 1:6  توسط shiva va sajjad  | 

 

ای تو پر از وسوسه ی عشق....

تورو اون لحظه که دیدم به بهانه هام رسیدم

از تو تصویری کشیدم که اونو بی تو ندیدم

تورو از نگات شناختم

قصه از عشق تو ساختم

تورو از خودت گرفتم

با تو یک خاطره ساختم

ای تو بهانه واسه موندن

ای نهایت رسیدن

ای تو خود لحظه ی بودن

تو طلوع صبح خورشیدو دمیدن

ای همه خوبی همه پاکی تو کلام اخر من!

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 3:12  توسط shiva va sajjad  | 

باران عشق

  باز باران باران

آسمان اشک افشان

تا ببوسد رخ زیبای زمین

و زمین شکرکنان دسته گلی داد به ابر

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 3:11  توسط shiva va sajjad  | 

مجنون

تقدیر چنین است که مجنون باشیم

دیوانه و سرگشته و دلخون باشیم

شب تا به سحر یک مژه بر هم نزنیم

هر روز ز اشک همچو کارون باشیم

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 3:10  توسط shiva va sajjad  | 

ستیز ما با تاریکیست

برای جدال با تاریکی شمشیر نمی کشیم ،

چراغ می افروزیم

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 3:9  توسط shiva va sajjad  | 

دستاویز عشق...

بی روی توام بهار و پاییز یکیست

مرثیه  و آواز  دل انگیز  یکیست

چون نیست برای عشق دستاویزی

دستان رقیب و خنجر تیز یکیست

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 3:9  توسط shiva va sajjad  | 

درمانده

 

دلگیرتر  از  ابر  سیاهم  امروز

درمانده و زار و بی پناهم امروز

دیروز به لطفت آسمانی بودم

در هجر تو افتاده به راهم امروز
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 3:8  توسط shiva va sajjad  | 

درد عشق

دردی که عوام عشق می دانندش

از روی یقین معجزه می خوانندش

تا بحث ز خود گذشتگی میآید

عذر آورده ز خویش می رانندش

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 3:8  توسط shiva va sajjad  | 

رقص

 

به چشم باز ببین چون ستاره می رقصد

به لطف و ناز ببین چون ستاره می رقصد

هزار بار تو رقص ستاره را دیدی

ببین و باز ببین چون ستاره می رقصد

اگرچه دختر تهرانیست و ایرانیست

تو در حجاز ببین چون ستاره می رقصد

بوقت بازی زلف سیاه مشکینش

شب دراز ببین چون ستاره می رقصد

به لطف قامت زیبای او عبادی را

به صد نیاز ببین چون ستاره می رقصد

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 3:7  توسط shiva va sajjad  |